تبليغاتX
اشکهای مکتوب - گریه خاموش
اي مرگ بيا که زندگي ما را کشت!
کجای روی زمین هستم

 اینو هیچکی نمی دونه

دلم تنگه برای گریه ای خاموش

دلم تنگه برای خالی حجم تو در آغوش

شب قطبی

شب دلها

از این سردرگریبونی

به تلخی هق هقی کن

با صدای مرد زندونی

ببین ماتن عروسکها

همه کوکی مقوایی

فرو رفتن تو لاک خود

 چه امیدی چه فردایی؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/27ساعت 8:9 PM  توسط زهرا