تبليغاتX
اشکهای مکتوب
اي مرگ بيا که زندگي ما را کشت!
گر بخوارد پشت من انگشت من

خم شود از بار منت پشت من


همتي كن تا نخوارم پشت خويش

 وا رهم از منت انگشت خويش

+ نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 3:3 PM  توسط زهرا  | 

 
چنان دلگیرم از دنیا که خود را نیز نمیخواهم
چنین شد حاصل عمرم که جز مرگم نمیخواهم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/04/05ساعت 11:49 AM  توسط زهرا 

خداوند ميفرمايد : اي بندهء من هنگامي که تو مرا ميخواني من آنچنان به سخنانت

 گوش ميدهم که گويي تنها تو مخلوق مني، اما تو در زندگيت آنچنان رفتار ميکني

 که گويي هزاران خدا داري...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/04ساعت 6:24 PM  توسط زهرا  |