تبليغاتX
اشکهای مکتوب
اي مرگ بيا که زندگي ما را کشت!
عبادت بی تولای" علی" هیچ


نوای عشق بی نای" علی" هیچ


اگر عمر دوصد نوحت ببخشد


تمام عمر منهای" علی" هیچ


باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 0:48 AM  توسط زهرا  | 

هركسي بخواهد به تقواي نوح (ع) بنگرد ، و نيز به حلم و بردباري ابراهيم (ع) بنگرد

و نيز به هيبت و شكوه موسي (ع) بنگرد ، و نيز به عبادت عيسي (ع) بنگرد

بايد آن شرائط را فقط در شخصيت  والاي علي‌بن ابيطالب جستجو كند.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 0:16 AM  توسط زهرا  | 

من محکوم به حبس ابدم...میدانم

منم  و این قصه ی لک لکها

منم و راز دل اردک ها

منم و درد دل این دنیا

منم و حبس ابد دررویا

باز هم خاموشی...باز هم تاریکی

آری ...بی خیال

بهتر آنست کمی گریه کنم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 0:17 AM  توسط زهرا 

خداوندا!

به هر آنکس که دوست میداری،بیاموز

که عشق از زندگی کردن برتر است و

به هر آنکس که بیشتر دوست میداری ،

بچشان که دوست داشتن ازعشق والاتراست.

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست

اسراف محبت است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/17ساعت 7:53 AM  توسط زهرا  | 

مه روزه از هر غمی آدمی                   غم خوردنی بیشترمی خورد

درین مه ز حرص غذا هرکسی              خودش را به طرز دگر می خورد

یکی همچو شاهین کند میل گوشت            یکی همچو طوطی شکر می خورد

یکی صبحدم بره ی شیرخوار                 چوشیران زپا تا به سر می خورد

یکی شامگه ده طبق حاضری                 تمام از پی یکدگر می خورد

به یک جا به یک نان ،سه کس قانعند        به یک جا ، سه نان یک نفر می خورد

هر آنکس که در کیسه دارد درم              غذا هرچه آن خوب تر می خورد

کسی کش بود کیسه از زر تهی               غم نان و خون جگر می خورد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/10ساعت 10:23 AM  توسط زهرا  | 

دوست ترین مردم در نزد تو پند دهنده ی مهربان باشد.

مطمئن ترین مردم نزد تو کسی است که ازهمه راستگوتر باشد.

برگزیده ترین کسان نزد تو کسی باشد که عیب تو رابه تو هدیه کند.

بهره ورترین مردم در نزد تو کسی باشد که بیشتر با تو نرمخویی کند.

دشمن ترین کسان نزد تو کسی است که بیشتر درصدد جستن عیوب مردم باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/06/07ساعت 2:54 PM  توسط زهرا  | 

کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست

ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!!

دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم

اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت

 کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم!!!

آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد.

حس میکردم که آدما دل خدا رو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند.

همه می گفتند باران رحمت خداست.

ولی حس کودکانه من می گفت: خدا دلش از دست آدما گرفته...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 4:26 PM  توسط زهرا  |