تبليغاتX
اشکهای مکتوب
اي مرگ بيا که زندگي ما را کشت!
 ای خداوند!


 به علمای ما مسؤولیت، به عوام ما علم ، به دینداران ما دین ، به مؤمنان ما روشنایی ، به

 روشنفکران ما ایمان ، به متعصبین ما فهم ، به فهمیدگان ما تعصب ، به زنان ما شعور ،  به

 مردان ما شرف ،  به پیران ما آگاهی ، به جوانان ما اصالت ، به اساتید وبه دانشجویان

 ما نیز عقیده ، به خفتگان ما بیداري ، به بیداران ما اراده ، به نویسندگان ما تعهد ، به هنرمندان

ما درد ،  به شاعران ما شعور، به محققان ما هدف،  به مبلغان ما حقیقت، به حسودان ما شكاف

 ، به خودبینان ما انصاف ، به فحاشان ما ادب ،  به فرقه‌های ما وحدت،  به مردم ما خودآگاهی

 و به همه‌ی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی عزت را عطا فرما.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/29ساعت 9:8 AM  توسط زهرا  | 

تویی جمع وفا و فتنه و رنج

منم درمانده منهای زر و گنج

سراپا من وفایم بخش بر یک

تو بی مهرو وفایی ضرب در پنج

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت 10:42 PM  توسط زهرا  | 

در مصاحبت با کسی که شش خصلت در او باشد ، فایده ای نیست.

کسی که اگر سخن گوید ، دروغ گوید و اگر سخن گوئی ، دروغ شمرد.

اگر امینش پنداری ، خیانت ورزد و اگر امینت نهد ، متهمت کند.

اگر به وی بخشیدی ، کفران کند و اگر بر تو بخشد ، بر تو منت نهد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 5:50 PM  توسط زهرا  | 

 

خداوند به حضرت داوود (ع) فرمودند:

ای داوود! بدرستی که من چهار چیز را درچهار چیز قرار دادم، ولی

مردم آنها را درچهار مقوله دیگر جستجو می کنندو بدست نمی آورند.

من، علم را در گرسنگی و کوشش قرار دادم حال آنکه مردم آن را در

سیری شکم و راحتی می جویند و نمی یابند.

عزت را در طاعتم قرار دادم و مردم آنرا در خدمت نمودن به سلطان

می جویند و نمی یابند.

بی نیازی را در قناعت قرار داده ام و مردم آن را در زیادت مال می

جویند و نمی یابند.

و سرانجام  راحتی و آرامش را در بهشت قرارداده ام ولی مردم دردنیا

 جستجو می کنند و نمی یابند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/23ساعت 1:45 PM  توسط زهرا  | 

...سوختم وقتی در خانه خدا، خانه قرآن، درخانه تو به آتش کشیده شد.

در خود شکستم وقتی در بر پهلوی تو شکسته شد.

خون جلوی چشمان مرا گرفت وقتی گل میخ های در، ازسینه تو خونین

و شرم آگین درآمد.

از خشم کبود شدم وقتی تازیانه بر بازوی تو فرود آمد.

اشک در چشمان من حلقه زد وقتی سیلی با صورت تو آشنا شد.

به بن بست رسیدم وقتی اهانت و توهین به خانه تو راه یافت.

بند دلم و رشته امیدم پاره شد وقتی آوند حیات تو قطع شد.

دیشب که علی تو را غسل می داد وقتی اشکهای جانسوز اورا دیدم،

وقتی ضجه های حسن و حسین را شنیدم ، وقتی مو پریشان کردن و

صورت خراشیدن زینب و ام الکلثوم را دیدم دیگر تاب نیاوردم. نه من

 بلکه کائنات بی تاب شد. چیزی نمانده بود که زمین از هم بپاشد و

 کائنات سقوط کند.

تنها یک چیز آفرینش را بر جای گداشت و آن تکیه دادن علی بود بر

عمود خیمه خلقت، ستون خانه تو.

دل من به راستی خنک شد وقتی که صبح،دشمنان تو با چهل قبر مشابه

 در بقیع مواجه شدند و نتوانستند بفهمند که مدفن دختر پیامبر کجاست.

اما همیشه تر و خشک باهم می سوزند و مومنان و مریدان آینده تو نیز

 اشک حسرت خواهند ریخت، گم کرده خواهند داشت و در فراق مزار

تو خواهند گریست.

من لب ببندم از سخن گفتن تا علی بال بگشاید بر روی مراز تو.

این تو و این علی و این نگاه همیشه مشتاق من...

 سید مهدی شجاعی 

"کشتی پهلو شکسته"

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 12:48 PM  توسط زهرا  | 

مرد تمام ،آنکه نگفت و بکرد

وآنکه بگوید، بکند نیم مرد

آنکه بگوید ، نکند، زن بود

نیم زن است آنکه نگفت و نکرد

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/04ساعت 5:25 PM  توسط زهرا  | 

حال خود هنگام فراخی و تنگی از دوست و دشمن پنهان کن. چرا که

دلسوزی دوستان نیز چون سرزنش دشمنان، تلخکامی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/03/03ساعت 10:22 AM  توسط زهرا  | 

حضرت موسی (ع) از خداوند پرسیدند:

پروردگار من ، چه عملی در نزد تو والاتر است؟

خداوند فرمودند:

دوست داشتن کودکان. پس به درستی که آنها را بر توحید خود مفطور

 نموده ام . هنگامی که آنها را بمیرانم ، با رحمت خود ، آنها را داخل

بهشت می کنم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 1:5 PM  توسط زهرا  |