تبليغاتX
اشکهای مکتوب
اي مرگ بيا که زندگي ما را کشت!
سبب عزت موجود نماز است نماز

زینت درگه معبود نماز است نماز

بی نماز از نظر لطف خدا محروم است

شرع را مقصد و مقصود نماز است نماز

روز و شب گر به حسین بن علی گریه کنی

شرط اول که دهد سود نماز است نماز

پیش سلطان همه کس تحفه ی لایق ببرد

تحفه بر حضرت معبود نماز است نماز

به پیمبر چو خدا امر به معراج نمود

گفت معراج تو مقصود نماز است نماز

به نماز عذر نباشد چو به تن جان داری

آنچه حق از همه بستود نماز است نماز

نزد میزان عمل موقع دیوان حساب

قاضی شاهد و مشهود نماز است نماز

گفتم ای عقل زطاعت همگی افضل چیست

عقل یکباره بفرمود نماز است نماز

به کریمی خدا مشو غره ای عاقل

به بشر آنچه دهد سود نماز است نماز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/29ساعت 1:25 PM  توسط زهرا  | 

زیبایی مرد در وقار اوست.

زیبایی زندگی به قناعت است.

زیبایی کارخوب به اتمام آن است.

زیبایی نیکی، ترک منت نهادن است.

زیبایی قرآن به سوره بقره و آل عمران است.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/24ساعت 2:38 PM  توسط زهرا  | 

اگر باید بگریید ،همچون کودکی بگریید.

زمانی کودک بودید و یکی از نخستین چیزهایی که در زندگی آموختید ،

گریستن بود، چون گریستن بخشی از زندگی است.هرگز از یاد مبرید که

 آزادید و نشان دادن احساساتتان شرم آور نیست.

فریاد بزنید،با صدای بلند هق هق کنید،هرچقدر که مایلیید سر وصدا

کنید.چون کودکان این گونه می گریند،و آنان سریع ترین راه آرامش

 بخشیدن به قلبشان را می شناسند.

هرگز متوجه شدید که کودکان چه طور از گریستن دست می کشند؟ از

گریستن دست می کشند چون چیزی حواسشان رامنحرف می کند. چیزی

 آنها را به سوی ماجرای بعدی فرا می خواند. کودکان خیلی سریع دست

 از گریستن می کشند.

برای شما نیز این گونه خواهد بود تنها اگر همچون کودکان بگریید. 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/23ساعت 10:16 AM  توسط زهرا  | 

با دوست اگر تو کم نشینی

در دوستیت دوام بینی

ز افراط در این راه بپرهیز

چون ضربه زند به همنشینی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 3:7 PM  توسط زهرا  | 

مهربانی ز دو چشم خویشتن آموختم

کاش بود این مهربانی نیز در نوع بشر

هر دو در هنگام غم یاری ده یکدیگرند

گر که کور گردد یکی،در دیگری دارد اثر

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 11:51 AM  توسط زهرا  | 

مردی در یکی از دره های پیرنه قدم می زد،که به چوپان پیری برخورد.چوپان او را در غذایش شریک کرد و مدت درازی گنار هم نشستند و از زندگی صحبت کردند.

مرد می گفت:اگر کسی به خدا اعتقاد داشته باشد،باید به پدیرد که آزاد نیست،چون خدا هر گام اورا هدایت می کند.

در پاسخ،چوپان اورا به دره ی تنگ و عمیقی برد که در آن،پژواک هر صدایی به وضوح شنیده می شد.

گفت: " زندگی این دیواره هاست ،و سرنوشت فریادی است که هر یک از ما می کشد.آنچه انجام می دهیم تا قلب خدا بالا می رود، و به همان شکل به طرف ما بر می گردد."

اعمال خدا،بسان پژواک کردار ماست.

برگرفته شده از کتاب"مکتوب"

اثر: پائولو کوئلیو

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت 11:22 AM  توسط زهرا  | 

براي يك كشتي غرق شده هر بادي كه بوزد باد مخالف است. (طبرستاني)

پلي كه خنده را به گريه وصل مي كند زياد دراز نيست. (آمريكايي)


رنج تلخ است ولي ثمرش شيرين مي باشد. (استوني)


يك بار ديدن بهتر از دو بار شنيدن است. (مغولي)

درخواست ها گرم و تشكرات سردند. (آلماني)

پايان جدايي ملاقات مجدد است. (تركي)

دور بايست و بهتر ببين. (آمريكايي)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت 5:46 PM  توسط زهرا  | 

از داشته هایت خدا را کم کن
چه میماند؟

حال به نداشته هایت خدا را اضافه کن
چه کم داری؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت 5:36 PM  توسط زهرا  | 

آگاهی مردم از نقصان خویش ،نشانه ی کمال و فراوانی فضل اوست.

هرگز کسی را برای افشای رازم سرزنش نکردم، چرا که خود در نگهداری آن ،از او بی صبرتر بودم.

کرامتهای اخلاقی جز با پاکدامنی و ازخودگذشتگی کامل نمی شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/14ساعت 4:11 PM  توسط زهرا  | 

ارزش عمیق هرکس به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین نداشتن های من است.                                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت 3:53 PM  توسط زهرا  | 

شانس و اقبال به معنای استفاده ی بجا از فرصت ها ی پیش آمده است.

کسی که همه ی راهها را می جوید، همه را از دست می دهد.

آخرین کلید باقی مانده شاید بازگشاینده ی قفل دری باشد.

اثر کمرنگترین نوشته ها بیشتر از قویترین حافظه هاست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/12ساعت 5:19 PM  توسط زهرا  | 

سر قبر شخصي نوشته شده بود : کودک که بودم مي خواستم دنيا را

تغيير بدهم وقتي بزرگتر شدم متوجه شدم که دنيا خيلي بزرگ است من

بايد کشورم را تغيير بدم بعد ها کشورم را هم بزرگ ديدم و تصميم

گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را

متحول کنم . اينک من در آستانه مرگ هستم مي فهمم که اگر روز اول

خودم را تغيير داده بودم شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 10:33 AM  توسط زهرا  | 

در شگفتم که سلام آغاز هر ديداريست ولي در نماز پايان است .


شايد اين بدين معناست که پايان نماز آغاز ديدارست . 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 10:28 AM  توسط زهرا  | 

براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند
+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 10:23 AM  توسط زهرا  | 

ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.
كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.
غرور انهدام است مغرور نباش

هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.
اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.
مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 9:44 AM  توسط زهرا  | 

 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند.

 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند .

 3. از حسود دوري کنم چون حتي اگر دنيا را هم به او تقديم کنم باز هم از من بيزار خواهد بود .

4. تنهايي را به بودن در جمعي که به آن تعلق ندارم ترجيح دهم.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 8:37 AM  توسط زهرا  | 

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 8:34 AM  توسط زهرا  | 

گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم غافل از اينکه خدا پايين ايستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نيفتيم

توي زندگي ادمهايي هستن که مثل قطار شهر بازي ميمونن
از بودن با اونا لذت ميبري ولي باهاشون به جايي نميرسي

آنچه تو هستي هديه خداست به تو و آنچه مي شوي هديه توست به خداوند

+ نوشته شده در  جمعه 1387/01/09ساعت 8:13 AM  توسط زهرا  | 

بیهوده کاری نتیجه ی نادانی است.

شتابکاری موجب لغزش است.

تباه کردن فرصت، موجب اندوه است.

ریاکار ظاهرش زیباست و باطنش بیمار.

طمع ها ،مردان را خوار می سازد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 11:22 AM  توسط زهرا  | 

دیر گاهیست که تنها شده ام
قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است
بازهم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه ز من بی خبر است
که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم
همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید
تا نبینم که چه تنها شده ام....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 11:0 AM  توسط زهرا  | 

آوای محزون خویش را زیر لب زمزمه می کنم.آهسته آنچنان که گوش های زشت

شب نشنوند.نرم آنچنان که دامن شب پریشان نگردد.آوایم چنان غریب و حسرت آلود

 است که به ترانه ی غمگین دختری تنها می ماند که در خانه ی دورافتاده ی خویش

 در قلب باغستانی خلوت ،کنار پنجره ی نیمه باز اطاقش نشسته و می خواند و چشم

 به راه کسی است که هرگز نخواهد آمد...!

امشب برایت بغض کرده می نویسم پدر! در انتهای همه ی شبهایی که تو به دعا می

 نشستی و خدا را می خواندی ، اشکهایت قلب مرا می شکافت.دیر زمانی بود که

تاو لهای دست تو زخمی تاریخی بر دلم گذاشته بود.اما هنوز نشناخته بودمت.

من در همه ی روزهایی که فصل غم را به تنهایی می پیمودی،در همه ی زمستانای

 سردی که غم در شیارهای دستهای پینه بسته ات کبره بسته بود نمی دانستم که

چقدر بزرگ و با صفایی!

وای بر من...در آن خزانی که تو در گوشه ای دنج،کنار بساط محقرت نشسته

بودی،بیگانه از کنارت گذشتم چرا که حس می کردم آن جهره ی تکیده ی پر از

فقر،مرا شکسته و بی اعتبار میکند.

چرا از قلب مهربانت شرم نکردم؟؟؟

دوباره غروب آمده است،من به انتظار...دوباره عطر شب بو ها با صدای گامهایت آمیخته و به دل می نشیند.

می خواهم غرورم را در زیر گامهای خسته ات بشکنم،بیا در را باز کن.ببین که

اشک آلود بر سفره ی خالی پر از مهربانی چشم دوخته ام.پدر مهربانم بگذار بگویم

 که خیلی عقده ها بر دلم مانده است اما نه!بیا و ببین که زیر این سقف های کوتاه،

 خوشبختی چه مفهوم وسیعی یافته است.بیا در را باز کن تا بگویم دست هایت مایه

ی افتخار من است...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/08ساعت 10:40 AM  توسط زهرا  | 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.

بگذار تا شیطنت عشق
چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید...
هر چند آنچه میبینی جز رنج و پریشانی نباشد...
اما...
کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 8:23 PM  توسط زهرا  | 

خدایا
     مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان
     اضطرابهای عمیق و غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن
   
  لذتها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز...

خدایا

 زیستنی به من عطا کن که در لحطه مرگ بر بیهودگی لخطه ای که برای زیستن گذرانده ام حسرت نخورم ...
و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 8:5 PM  توسط زهرا  | 

دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من

به ما درد دل افشا کن مدارا کردنش با من

اگر گم کرده ای ای دل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره ی اشکی که من هستم خریدارش

بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل بر مکن بازآ

در این خانه دق الباب کن واکردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی

طلب کن آنچه می خواهی محیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

بیاور نیک و بد را جمع و منها کردنش با من

چوخوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن

غم فردا مخور تامین فردا کردنش با من

به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان

بخوان این آیه را تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 11:36 AM  توسط زهرا  | 

جهان هرکس به اندازه وسعت فکر اوست.

پیروزی در پرتوی تدبیر و احتیاط به تفکر است و تفکر صحیح به نگهداری اسرار است.

اطمینان به هرکس قبل از آزمودن او نشانه کم خردی است.

اگر از عمر تباه شده ی گذشته ات پند بگیری عمر باقی مانده ات را پاس می داری.

به خواری تن در داده آنکه پریشانی خویش را برای دیگری آشکار کند.

رستگار شد آنکه کار امروزش را سامان داد و کوتاهی های دیروزش را جبران کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 11:16 AM  توسط زهرا  | 

خدایا، به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور، عشق بی هوس ، تنهایی در انبوه جمعیت ، دوست داشتن بی آنکه دوست بداند ، روزی کن!
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/04ساعت 11:4 AM  توسط زهرا  |